|
برخی زوایای ناگفته یا کمتر گفته شده از این سالها را با جواد مقصودی، رئیس سابق ستاد نمازجمعه تهران که بخش عمده این سه دهه مسؤولیت اداره این مراسم با شکوه هفتگی را بر عهده داشته به گفتوگو نشستهایم. جواد مقصودی مبارزات خود را از گروه شیعیان و در دهه 30 آغاز کرد و یکی از فعالان 15 خرداد 1342 و مبارزات پس از آن در نهضت امام خمینی(ره) بود. سالهای پس از انقلاب اسلامی را در نمازجمعه سپری کرد و چند سال اخیر را به نمایندگی از رئیسجمهور در مسیر خدمت به قرآن میگذراند. درباره چگونگی تشکیل ستاد نماز جمعه و چگونگی حضور خودتان در آن بفرمایید. ابتدا لازم است در مقدمهای به جایگاه نمازجمعه اشاره کنم. نماز جمعه یکی از مهمترین و اثرگذارترین عبادات است. بالا بردن سطح فرهنگ و معارف اسلامی، آگاهی بخشیدن سیاسی، شناساندن خودی از غیر خودی و به عبارت دیگر دوست از دشمن، خنثی سازی شایعهها علیه نظام و مسوولان از برکات نماز جمعه میباشد. ارتباط یکپارچه موحدان با مولای خودشان در یک مکان و زمان ملکوتی، که زیباترین حالات زندگی یک انسان اسلامی است، از مهمترین برکات نماز جمعه میباشد. انسان هرچیزی را که باعث عدم حضورش در نماز جمعه میشود، باید رها کند. مقام نمازجمعه در حدی است که آن را با حج مقایسه کردهاند و فرمودهاند نماز جمعه حج فقراست. نماز جمعه بسیار با اهمیت است و از عباداتی است که در قرآن کریم ریشه دارد. آنچنان که حضرت امام (ره) تبیین فرمودند، نماز جمعه عبادی - سیاسی است که جنبه سیاسی آن از جنبه عبادی با اهمیتتر است. ایجاد وحدت در میان افراد جامعه از برکات نماز جمعه میباشد. اما درباره نحوه حضور ما در ستاد نمازجمعه، ابتدا نماز جمعه دست ما نبود و آقای طالقانی به امر امام (ره) نماز جمعه را شروع کردند. ایشان چند نماز جمعه بیشتر نخواندند. متاسفانه ستاد نمازجمعه را آن روزها لیبرالها و منافقین تسخیر کرده بودند. آقای طالقانی که فوت کردند ساعت هفت همان شب امام (ره) آقای منتظری را معرفی کردند. از همانجا شهید مظلوم دکتر بهشتی، شهید دکتر باهنر و مرحوم شفیق گفتند بروید نماز جمعه را بگیرید. فکر میکردیم با منافقین و لیبرالهایی که در این نهاد نفوذ کرده بودند، درگیر میشویم. ولی آنها ترسیدند و طرف ما نیامدند. البته هر مقدار وسایل و امکانات آنجا بود، بردند. حتی کانتینری را که مرحوم آیتالله طالقانی روی آن خطبه میخواندند، هم بردند. خودمان داربستی درست کردیم و امکانات ضروری را فراهم نمودیم. البته آقای منتظری هم بعد از مدتی گفت که من دیگر نمیخواهم بیایم. گفتیم چرا، بهانه آورد. حضرت آیتالله خامنهای که منصوب شدند، خیلی خوشحال شدیم. ایشان خطیب خیلی خوبی بودند که بین انقلابیون به شدت محبوب بودند. حکم امام جمعهای حضرت آقا را امام (ره) به ایشان داده بودند و من یادم هست که آقا همیشه میفرمودند که من این حکم را با هیچ چیز عوض نمیکنم. این مسأله خیلی مهمی بود که قداست امام (ره) نزد مقام معظم رهبری را در اوج نشان میداد. از خصوصیات رفتاری ایشان در آن مقطع نکته خاصی در ذهن دارید؟ حضرت آقا خلقیات ویژهای داشتند. برای نمونه ایشان به هیچ وجه حاضر نبودند که از آسایشی بیشتر از نمازگزاران برخوردار باشند. حتما یادتان هست محل برگزاری نمازجمعه آن زمان که طاق نداشت و بر سر مردم آفتاب میخورد. برای تریبون که حضرت آقا پشتش میایستادند، سقفی درست کرده بودیم که آفتاب بر سر ایشان نخورد، ایشان فرمودند سقف آن را بردارید، همانطور که مردم زیر آفتاب هستند من هم باید زیر آفتاب بمانم. بعد از آن حادثهای که برای آقا پیش آمد و منافقین ایشان را ترور کردند، مدتی نتوانستند به نمازجمعه بیایند و جانشینانی معرفی شدند. کمی که بهبود یافتند، ما به منزل ایشان برای عیادت میرفتیم و عرض میکردیم که شما کی برای نماز جمعه تشریف میآورید، علاقه داشتیم که هرچه زودتر از ایشان بهرهمند شویم. البته ابتدا حال مساعدی برای ایستادن طولانی و ایراد خطبه نداشتند و بعدها که بحمدالله حالشان بهتر شد، مجددا تشریف آوردند. ما حدود 27 سال در خدمت نماز جمعه بودیم و در طول این مدت هرگاه ایشان برای ایراد خطبه میآمدند، همه سر از پا نمیشناختیم و توفیق داشتیم خدمتشان باشیم. کما اینکه نمازگزاران جمعه هم در زمان اقامه نماز توسط ایشان شور و شعف بینظیری داشتند. طی این مدت چند نماز جمعه برگزار شد؟ طی مدت مسؤولیت بنده ستاد نمازجمعه تهران حدود 1400 مرتبه این آئین عبادی و سیاسی را در دانشگاه تهران برگزار کرد و از ابتدا تا کنون در همه شرایط سخت، در سرما و گرما و حتی تهدیدات خارجی و در دوران موشک باران، بمبگذاری منافقین و... هیچ توقفی در برگزاری نماز جمعه به وجود نیامد. نزدیک به هزار و سیصد مرتبه قبل از خطبههای نماز جمعه شخصیتهای علمی - سیاسی مسائل را تبیین کردند. این برگزاری در کنار حضور غیورانه مردم، حاصل زحمات بیش از هزار عضو افتخاری خواهر و برادر در ستاد نمازجمعه است که افتخار خدمتگزاری در برپایی این سنت حسنه که ستون حکومت اسلامی است را دارند. یکی از فعالیتهای ستاد نماز جمعه که اشاره کردید، تنظیم سخنرانیهای پیش از خطبهها و یکی از مشهورترین آنها سخنرانی آیتالله مصباح یزدی بود؛ چه شد که آیتالله مصباح را دعوت کنید و چه شد این سخنرانیها به پایان رسید؟ ما همیشه دقت میکردیم آهنگ حضرت آقا در چه جهتی است تا ما هم به حکم وظیفه به آن جهت حرکت کنیم. در یک مقطع زمانی حضرت آیتالله خامنهای (حفظه الله) اعلام کردند که تهاجم فرهنگی همه جانبه شده و این تبدیل به شبیخون فرهنگی شده است. حقیقتش این است که فکر کردم برای این مطلبی که آقا فرمودند چه باید کرد؟ خیلی فکر کردم و به چند نفر از سخنرانان مطرح پیشنهاد کردم که شبهاتی که منافقین و دگراندیشان و... به اسلام و دین وارد میکنند، آنها را در سخنرانی پیش از خطبهها پاسخ دهند؛ قبول نکردند. اسمهای آنها را نمیبرم. رفتیم سراغ آیتالله امینی به ایشان عرض کردم که شما کتابی درباره ولایت فقیه نوشتید و این موضوع را اثبات کردید. شما همانها را در پیش از خطبههای نمازجمعه تهران بیان کنید و شبهاتی را که آنها برای ولایت فقیه درست کردند و میخواهند به محور اصلی نظام الهی ضربه بزنند، شما بیایید و برطرف کنید. آیتالله امینی گفتند که حال من مساعد نیست. با آیتالله مصباح هم صحبت کرده بودیم. از ایشان درباره آیتالله مصباح پرسیدیم، ایشان فرمودند خوب است. گفتیم میشود شما از ایشان دعوت کنید؟ گفتند بله. جواب ایشان را به ما منتقل کردند و ما هم رفتیم خدمت آیتالله مصباح، عرض شد اهداف ما مسألهای است که آقا اعلام کرده و فرمودهاند که تهاجم فرهنگی رخ داده است و این تهاجم تبدیل به شبیخون فرهنگی شده است. شما هم بیایید شبهات و سؤالات و نقدهایی که روی ولایت فقیه میشود پاسخ دهید. خود ایشان هم میدانستند که راهی است بسیار خطرناک، لکن میدانستیم ایشان شجاع هستند و قبول میکنند، که قبول هم کردند. البته بعد هم چه سخنان زشتی که علیه ایشان گفتند، خود بهتر میدانید؛ هم علیه ما و علیه ایشان. ولی ایشان با قدرت تمام آمدند و حکیمانه شبهات را پاسخ گفتند. به گونهای که به ایشان پیشنهاد مناظره دادند و آیتالله مصباح هم فرمودند، هرکس که میخواهد مناظره کند، حاضرم؛ که بعد مناظرهای بین ایشان و آقای حجتی رخ داد. ایشان همه آن حرکتهای همه جانبه مثل حرکت کدیور و سروش و مهاجرانی و دیگران دگراندیشان که علیه اسلام و نظام و ولایت فقیه ترتیب داده بودند را پاسخ دادند. خیلی هم علیه ایشان جوسازی کردند و بد گفتند و توهین کردند. حرفهایی که نمیخواهم بگویم که در شأن خودشان است. این مسأله با پیروزی قطعی ولایتیون نتیجه گرفت. درجات ایشان را هم خداوند متعال بالا برد و آنها را هم رسوا کرد. دیگر حنایشان برای مردم رنگی ندارد و مورد تنفر مردم قرار گرفتند. برخی مخالفت کردند و به ما زیاد حمله کردند. بعضی جاهای حساس با ما مخالفت میکردند که گفتن آنها صحیح نیست. شایعه کرده بودند که خود حضرت آقا دستور عدم ادامه دعوت از ایشان را صادر کرده بودند؟ قطعاً خلاف این است. حضرت آقا به شدت طرفدار ایشان بودند. حضرت آقا گفته بودند اگر علامه طباطبایی و شهید مطهری نیست، آیتالله مصباح هستند. یک روزی ایشان دعوت بودند و اعلام شد این هفته رهبر معظم انقلاب نمازجمعه را اقامه خواهند کرد. طبق معمول که قبل از رهبری سخنرانی نداریم، گفتند ایشان نیایند. ما به آیتالله مصباح عرض کردیم نیایید. روز جمعه من رفتم در تریبون و خدمت ایشان عرض کردم که بعضیها گفتند که ایشان نیایند. حضرت آقا، ناراحت شدند. شدیداً ناراحت شدند. متوجه شدم که ما درست عمل کردیم و دیگران اشتباه عمل میکنند. نظر حضرت آقا نسبت به دعوت ایشان کاملاً مثبت بود. اشاره کردید به مذاکره با مقام معظم رهبری در تریبون، معمولاً ایشان قبل از ایراد خطبه چه برنامهای دارند؟ در جایگاه اتاقی هست که قبل از خطبه ایشان به آنجا تشریف میآورند. در مدتی که مسؤولیت به عهده بنده بود، وقتی وارد میشدند، نسبت به شخصیتها و رجالی که اغلب آنجا میآیند لطف و تفقد میکردند و از بنده و دیگر خادمان نمازجمعه هم احوالپرسی میفرمودند و گاهی به خاطرات گذشته و دوران مبارزه از حاضرین اشارهای میکردند و به حاضرین در آنجا میفرمودند که میدانید که اینها از دوستان قدیم من هستند. عموماً هم زمانی که شعارهای مرگ برآمریکا و مرگ بر اسراییل توسط مردم داده میشد، ایشان برای قرائت خطبه به پشت تریبون تشریف میبردند. برخی معترض بودند که شما جناحی عمل میکردید و از مسؤولان جناح مقابل دعوت نمیکردید. خیر، چندین بار از رئیسجمهور سابق برای سخنرانی در نمازجمعه دعوت کردیم که تنها قبل از انتخابات سال 1376 که از هر چهار نامزد در چهار هفته دعوت کرده بودیم، آمدند. حتی در آخرین سال مسؤولیت آقای خاتمی هم برای هفته دولت از او دعوت شده بود که نپذیرفتند. از سران اصلاحطلبان در زمان مسؤولیتشان بارها دعوت کردیم ولی نیامدند. اما در دولت نهم طی نامهای از اعضای کابینه خواستیم که گزارشی از عملکردشان را از این تریبون به مردم ارائه کنند که مورد استقبال گسترده قرار گرفت و حتی رئیسجمهور نیز این دعوت را اجابت کردند. تریبون نمازجمعه در دوران مسؤولیت ما در اختیار گروه و یا جناح خاصی نبود و ما از همه کسانی که در خط نظام هستند دعوت میکردیم، اما نمازجمعه مورد توجه برخی از مسؤولان سابق نبود. شما بعد از پایان مسؤولیت هم با ایشان در نمازجمعه ملاقاتی داشتهاید؟ بله، ایشان معمولاً با بزرگواری خودشان بنده را مورد محبت قرار میدهند. به عنوان نمونه در نماز عید فطر امسال، فرموده بودند مرا صدا کنند، خدمتشان رسیدم و عرض ادب و تبریک عید گفتم. مثل سالهای قبل که فطریه را از طریق بنده پرداخت میفرمودند، فطریه را مرحمت فرمودند که تحویل کمیته امداد بدهم. ایشان که مرحمت فرمودند و توضیح دادند که چندتا از آنها سید و چندتا عام است، دیگر همراهان ایشان و کسانی که در جایگاه خدمت ایشان بودند نیز فطریههایشان را دادند که همه را داخل پاکت گذاشتم و به تفکیک به کمیته امداد امام خمینی تحویل دادم. در این مدت ارادتمان نسبت به ایشان هم بیشتر شده است و هم هرچه بیشتر در عملکرد ایشان اندیشه و مطالعه میکنیم به عظمت شخصیت ایشان بیشتر روشن میشود. امیدواریم که خداوند متعال وجود ایشان را برای امت اسلامی حفظ کند و ما هم به عنوان بخشی از امت بتوانیم به تکالیف خودمان عمل بنماییم و این نظام الهی انشاءالله توسط ایشان به حضرت ولیعصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) تحویل گردد. 30سال امامت جمعه 21 دیماه 1358 بود كه آقای منتظری كه پس از مرحوم طالقانی خطیب جمعه تهران شده بود، با معرفی آیتالله خامنهای به عنوان امام جمعه جدید تهران، در آخرین نمازجمعهاش گفت: ایشان هم از من باسوادتر است و هم بهتر خطبه میخواند. و پس از اقامه نمازجمعه، نماز عصر را به ایشان واگذاشت. آیتالله خامنهای اولین خطبه را در تاریخ 28 دی 58 در دانشگاه تهران ایراد کردند. ایشان اولین سخنانشان را چنین آغاز کردند: «... و سپاس از امام امت، از اینکه سخنگوى این جمعیت عظیم را و امام جماعت این جمع را آن کسى قرار داده است که به ضعف و عجز خود معترف است. اللهم ان هذا مقام اولیائک و احبائک، این مسند اولیاى بزرگ خداست، این مسند صالحان و شایستگان است... لکن اکنون چنین شده است... » امام جمعه جدید تهران در همان خطبه اول، جایگاه نماز جمعه را چنین تشریح کردند: «نماز جمعه یک سمبل است، رمز است، نشاندهنده ابعاد گوناگون است. اولاً نماز است؛ یعنى ذکر خداست... در نماز جمعه آنچه از همه چیز مهمتر است اجتماع مردم در جهت تقواست، یعنى تقوا هم، زهد هم، عبادت هم، ارتباط به خدا هم، در خلوت و تنهایى اثر مطلوب خود را نمىبخشد، این جامعه است که باید در این جهت حرکت کند... ثانیاً سلاح است، حالت جنگیدن با دشمن خدا و با شیطانهاست. امام جمعه که رمز نماز جمعه است باید به سلاحى تکیه کند... نماز جمعه ما مردمى که در این شهر، در تهران، گرد آمدهایم، داراى بُعد افزونترى از همه نماز جمعههاى دیگر است، همه نماز جمعهها بهطور طبیعى در مسجد تشکیل مىشود و نماز جمعه ما در دانشگاه تشکیل مىشود... تا نگویند -دشمنانى که انقلاب ما را با هر تدبیرى و با هر شیوهاى خواستند لکهدار بکنند -که این یک انقلاب کور است، یک انقلاب بىجهت است؛ نه، قشرهاى گوناگون مردم ما، زن و مرد ما، درسخوانده و درسناخوانده ما، از همه گروهها و قشرهاى اجتماعى نمازى را که سمبل معنویت و نیز سمبل اقتدار ملى است، در خانه دانش برگزار مىکند. این نماز جمعه ماست. » و در پایان اولین خطبه، پس از پاسخ به برخی شبهات موجود در جامعه، به وظیفه وحدت بخشی نمازجمعه توجه کرده و توصیه فرمودند که «سعى کنید از تفرقههاى تازه جلوگیرى کنید، سعى کنید بر مشترکات اصولى، همه گِرد بیایید، سعى کنید دلها به هم نزدیک شود، سعى کنید دلها بیش از این از هم جدا نشود... امروز روزى نیست که مردمِ ما، هرچه بیشتر در میانه خود، در داخله خود براساس مسائل گوناگون، براساس مسائل غیراصولى باز با یکدیگر اختلاف کنند. » امامت جمعه آیتالله خامنهای را باید به سه دوره قبل از ریاست، خطیب جمعه بهعنوان نفر دوم كشور و خطیب جمعه بهعنوان امام امت تقسیم کرد. ایشان در طول این سه دوره بیش از 240 بار به اقامه نماز پرداختهاند. دوره نخست سالهای 1358 تا 1360 که فضای عمومی کشور در بحران ناشی از فعالیت ضدانقلاب ملتهب شده بود و نماز جمعه به امامت ایشان به عنوان سنگر دفاعی، سیاسی و فرهنگی جدی شکل گرفته بود. در نهایت در تاریخ ششم تیرماه سال 1360 ایشان مورد سوءقصد قرار گرفته و حدود سه ماه در بیمارستان بستری بودند تا بهبود یافتند. در این مقطع حضرت آیتالله خامنهای در نقش خطیبی دلسوز به کمک مسؤولان میشتافت و تلاش میكرد که عنصر وحدت آفرینی نمازجمعه را متبلور سازد. به عنوان نمونه میتوان به خطبه ایشان پس از انتخاب بنیصدر به ریاستجمهوری اشاره كرد. آنچه در صفحات تاریخ نقش بسته است، مخالفت جدی ایشان با بنیصدر در جامعه روحانیت مبارز و دیگر نهادهای تصمیمساز است، تا آنجا که ایشان جلسه جامعه روحانیت مبارز را ترک نموده بودند. اما با انتخاب توسط اکثریت مردم، در خطبههای نمازجمعه راه وحدت بعد از انتخابات را تجویز مینمایند و خود به عنوان یکی از چهرههای مطرح مخالف رئیسجمهور منتخب، چنین خطابه ایراد میکنند: «... دشمن در هر مقطعى از مقاطع این پیروزى، خواسته است نگذارد که ملت مزه پیروزى را بچشد و از آن لذت ببرد؛ با ایجاد دودستگىها و اختلافها، حتى با ایجاد درگیریها. اما در این تجربه بزرگ در انتخابات ریاستجمهورى براى نخستینبار در تاریخ ملت مستضعف ما - که دشمنان براى این روز فکرها کرده بودند و توطئهها چیده بودند -نیز ملت توانست موفق و پیروز و سربلند بشود؛ توانست رئیسجمهور خود را انتخاب بکند. ملت توانستند با اکثریتى بزرگ و چشمگیر بر یک نفر توافق کنند؛ این پیروزى بزرگى براى ملت است... » این حفظ وحدت تا جایی ادامه داشت که حتی در جمعه پس از غائله 14 اسفند 1359 که منافقان قصد اغتشاش در نمازجمعه تهران را داشتند، ایشان با تعابیری سرشار از ادب به بیان ضرورت شرعی سكوت در هنگام خطبهها اشاره میكنند و وحدت صفوف مردم را با بازگشت دادن آنها به ایمانشان حفظ میكنند. اما همین دعوت به صلاح، سبب کینه منافقین شد و تنها یک روز بعد از این سخنان، آیتالله در مسجد ابوذر مورد سوءقصد قرار گرفت. امام خمینی (ره) در بخشی از پیام خود به این مناسبت، به خوبی ریشه ترور را بیان داشتهاند: « اینان آنقدر از بینش سیاسى بى نصیبند که بى درنگ پس از سخنان شما در مجلس و جمعه و پیشگاه ملت به این جنایات دست زدند؛ و به کسى سوء قصد کردند که آواى دعوت او به صلاح و سداد در گوش مسلمین جهان طنینانداز است... » از آنجا که آیتالله خامنهای در ششم تیرماه 1360 با انفجار بمب در مقابل ایشان در هنگام سخنرانی بیدارگر در مسجد ابوذر تهران به شدت مجروح شدند و امکان ادامه حضور پشت تریبون نمازجمعه را نداشتند، پس از سوءقصد و ترور نافرجام ایشان توسط منافقین و در دوران نقاهت، نیاز به امام جمعه موقت در تهران بیشتر احساس شد و امام (ره) با حفظ ایشان در جایگاه امامت جمعه تهران، دیگرانی را به عنوان امام جمعه موقت تهران منصوب فرمودند. اما جایگاه ایشان را بهعنوان خطیب جمعه حفظ و تثبیت كردند. این مسؤولیت حتی در دوره رهبری ایشان نیز تداوم یافت. در این دوره اگرچه به علت مشغلههای متعدد رهبر فرزانه انقلاب، با حضور کمتر ایشان در این تریبون همراه بود، اما هر حضور ایشان با حماسهای از حضور مردمی قرین شد. در این دوره نیز امام جمعه تهران و امام امت از جایگاه نمازجمعه، به عنوان جایگاهی برای اداره بحرانها و بیان شفاف مسائل با عموم مردم بهره جستند. ایشان در همان نخستین روزهای رهبری در جمع ائمه جمعه سراسر کشور، این جایگاه را چنین تبیین فرمودند: « به نظر من، یکى از مهمترین عوامل حفظ ایمان و روحیه در مردم، همین نمازهاى جمعه و خطبههاى جمعه و حضور معنوى مردم در صحنه نماز جمعه است و اینکه یک نفر انسان امین، با زبان صادقى که مردم او را قبول دارند، هر جمعه از اوضاع کشور براى مردم مىگوید و آنها را نصیحت و جهتگیریشان را تصحیح مىکند. » تاریخ نمازهای جمعه نشان میدهد كه پیوند میان امام و امت، پیوندی محكم، ناگسستنی و سرشار از اعتماد متقابل است. در طول سی سال عمر انقلاب اسلامی و به ویژه در برهههای عطف این انقلاب مانند اعلام جنگ مسلحانه منافقین علیه ملت ایران، آغاز جنگ تحمیلی، پذیرش قطعنامه و ... از این تریبون و بدون واسطه، مواضع نظام و رهبرش با مردم در میان گذاشته شده است. محمد مهدی اسلامی
|